المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
310
مروج الذهب ( فارسى )
نيز اماله است و آن نيز پنج است . چهارمى نون است و پنجاهست . پنجم ياء است كه در حساب حمل ده است و اين بطوريكه گفتيم اختصار صداست و اين ترتيب كلمه رومى است كه صد مىشود . بسال هفدهم پادشاهى قسطنطنين پسر هلانى سيصد و هجده اسقف در شهر نيقيه كشور روم فراهم آمدند و دين نصرانى را به پا داشتند و اين اجتماع نخستين اجتماعات ششگانه است كه روميان در دعاى خود ياد ميكنند و آن را قوانين نامند و معنى اين اجتماعات ششگانه به رومى سنودسهاست كه مفرد آن سنودس است اجتماع اول در نيقيه بود بتعدادى كه گفتيم و اين اجتماع بر ضد اريوس بود و همه نصارى از ملكانى و مشرقى يعنى عباد كه ملكانيان و عامه مردم آنها را نسطورى گويند متفق شدند يعقوبيان نيز با اين سنودس همسخن بودند سنودس دوم در قسطنطنيه بر ضد مقدونس بود اسقفانى كه آنجا فراهم شدند صد و پنجاه تن بودند سنودس سوم در افسوس بود و شماره آنها دويست مرد بود سنودس چهارم در خلقدونيه بود و شمارشان ششصد و شصت كس بود . سنودس پنجم بقسطنطنيه بود و شمارشان يكصد و چهل و شش كس بود سنودس ششم در مملكت مدائن بود و شمارشان دويست و هشتاد و نه كس بود . بعدها ضمن سخن از ترتيب ملوك روم از اين سنودسها و رواج دين نصارى و زوال عبادت مجسمهها و تصويرها سخن خواهيم داشت . سبب دخول قسطنطنين پسر هلانى بدين نصارى و علاقمندى وى به اين دين چنان بود كه قسطنطنين با قوم بر جان يا قوم ديگرى بجنگ بود و جنگ در حدود يك سال پيوسته بود يكى از روزها جنگ به ضرر او بود و مردم بسيار از ياران وى كشته شده بود و از هلاك بترسيد و بخواب ديد كه گوئى نيزههائى از آسمان فرود آمد كه علامتها داشت و درفشهايى كه بر سر آن صليبهاى طلا و نقره و آهن و مس و اقسام جواهر و چوب بود و به دو گفتند اين نيزهها را بگير و بوسيله آن با دشمن خود جنگ كن تا فيروز شوى و در